هفته 30 من و دخمری
سلام شاهزاده ی رویاهای مامان
من و تو امروز با همدیگه وارد 30 هفتگی شدیم.پاهای مامانی یه کم ورم اورده و مجبورم وقتی که می شینم یه چیز بلند زیر پاهام بذارم.اصلا یه وضعیه ولی خوب و شیرین.این لحظه ها دوست داشتنی ان چون تو داری می یای تا با لبخندت زندگی مون رو شیرین کنی
یه چیزهایی به کل ریخته به هم. شبا که خیلی بد می خوابم از بس این دنده به اون دنده میشم.
وای فقط یه هفته9 دیگه مونده تا با هم وارد8 ماهگی بشیم و این یعنی تو داری می یای قربونت برم.
اتاقت امادس و فقط من دارم به دلشوره و اضطراب نزدیک میشم.از دکترم خواستم سزارینم کنه چون بی نهایت از طبیعی می ترسم خیلی وحشتناکه. سزارین حداقل آدم بی هوشه و چیزی نمی فهمه بعدم که به هوش اومد با دیدن گلی مثل تو تمام دردش یادش میره انشاالله
من و بابایی عاشق توایم فندوقی.امسال عید خدا بهترین عیدی دنیا را قراره بهم بده گلی مثل تو که قراره یه عمر همدم من و بابایی بشی.الهی که این مدتم به سلامتی طی بشه و تو صحیح و سالم بیای تو بغل من
دوست دارم هوار تا




هفته 30 من و دخمری
